خاک و خهیاڵ
نوشته ژاله بهرامی
انسان معاصر در میانهی دو جهان ایستادهاست. درست در نقطهای بس آشوبناک و تأمل برانگیز! از سویی رؤیای سرزمینی را دارد که در آن مطلق بدی پایان یافته و مطلق خوبی ظاهر شدهاست و از آنسوی با حقیقتی بسیار متفاوت روبروست!
ابر سیاه دوگانگی در آسمان رؤیا حکومت خواهد کرد اگر نتوان در این آشفتهبازار راه رسیدن به بهشت درون را بشناسد، بهشتی که خود باید بسازد! بیگمان من، زنی روئیده از خاکی خیالانگیز که پالت رنگهایش همه سبز است و آبی و قرمز و سوار بر بالهای نازک تکفریمهای آکنده به شمیم این دیار اهورایی بهشتم را خودم ساختم؛ فریم به فریم عکاس در سکانسهای زندگی، قدم بر میدارد و از زیباترین پلان نابترینها را ثبت میکند.
در این مجموعه از دریچهی نگاه من، سوار بر بالهای خیال، حریر نگاهتان را به زیباییهای سرزمینم «کردستان» آغشته کنید.
برگرفته از متن پشت جلد کتاب خاک و خیال